جزئیات اعطای وام مسکن فرهنگیان از زبان مدیرکل تعاون و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش

جزئیات اعطای وام مسکن فرهنگیان از زبان  مدیرکل تعاون و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش

برای دریافت وام مسکن چهار گروه در اولویت اول قرار دارند.اولویت اول زنان سرپرست خانوار، اولویت دوم فرهنگیان فاقد مسکن ۲۰ تا ۳۰ سال سابقه خدمت، اولویت سوم فرهنگیان فاقد مسکن ۱۰ تا ۲۰ سال سابقه خدمت و اولویت آخر فرهنگیان فاقد مسکن تا ۱۰ سال سابقه هستند.

مبلغ وام مرابحه از ۵ تا ۱۵ میلیون تومان بوده و بازپرداخت آن سه ساله و سود آن ۱۲ درصد است.وام مسکن  نیز ۴۰ تا ۵۰ میلیون تومان است که نحوه بازپرداخت آن بر حسب مشارکت در ساخت و یا خرید متفاوت است. بر این اساس بازپرداخت وام برای خرید مسکن ۱۰ ساله یا ۱۲۰ ماهه با سود ۱۲ درصد است ولی اگر بنا بر ساخت خانه باشد ۲۴ ماه به مدت بازپرداخت اقساط اضافه می‌شود.

 فرهنگیان خراسان رضوی

و باز کودک_آزاری ...

و باز کودک_آزاری ...

و باز هم تجاوز ...

چه دیر با خبر شدم و چه نا امیدانه اشک ریختم ...

به حالِ جامعه ای که کودکانش باید در پستویِ خانه ها کودکی کنند ...

به حالِ کودکانی که با هراسِ دزدیده شدن و قتل و تجاوز بزرگ می شوند ...

جُرم (هرچه هم ناخوشایند و دردآور) ، یک مسئله ی شخصی است و با ملیت و نژاد ارتباطی ندارد ...

نمی توان برایِ جرمِ یک نفر ، یقه ی یک ملت را گرفت ‌...

و نمی توان یک جنس را برایِ خطایِ فاحشِ یک بیمارِ روانی محکوم کرد ...

اما جامعه ی ما پیش از این ها اینقدر انسان نمایِ بی رحم و بی صفت نداشت ... !

کجا می شنیدیم که به کودکِ دوساله و شش ساله هم تجاوز می شود !؟

چه بلایی سرِ دنیایمان آمده که کودکانش هم امنیت ندارند ؟!

یعنی نباید به فکرِ پیشگیری و چاره باشیم ؟!

من تمامِ جانم از تکرارِ این فجایع درد می گیرد ...

وجدانم سرگیجه می گیرد از این بی رحمیِ شرم آور ...

اسیرِ ملیت و نژاد نباشیم ، کودک ، کودک است و ستم را ، با هیچ توجیهی نمی توان نادیده گرفت ...

صدایِ کودکانِ معصومی باشیم که طعمه ی هوس رانیِ بیمارانِ جنسی می شوند ...

آن قدر به جایِ آتنا ، ستایش ، اهورا و #ندا ها اعتراض کنیم تا شاید کسی برایِ درمانِ این درد چاره ای کُند ...

انسانیت تنها دینی است که لازمه ی اتحاد پیروانش ، فقط "انسان بودن" است ...

انسان بودن را تمرین کنیم ...

خودمان مراقبِ کودکانِ جامعه مان باشیم ...

شما را به خدا به حرمتِ انسانیت ، این روزها حواستان به هر کودکی که بی پناه در کوچه و خیابان می بینید باشد ...

شاید چشمِ بیماری حوالی اش کمین کرده ...

اجازه ندهیم توحش ، بیش از این ، قربانی بگیرد ...

اجازه ندهیم تاریخ ، دوباره تکرار شود ...

کودکان ، حقِ کودکی کردن دارند ...

پناهِ بی پناهیِشان باشیم ...

کودکان ، بی گناهند ...

khabarnamehfarhangian

 

خانه معلم

خانه معلم

سلام

زنگ زده ام خانه معلم بروجرد اتاق رزرو نمایم برای دوروز آخرهفته می گویم اتاق می خوام برای این دو تاریخ ‌اتاق رزرو نمایم می فرمایند: باید حضوری تشریف بیاورید اگرتشریف آوردید و اتاق نبود تشریف ببرید مسافرخانه.

اخبار_فرهنگیان

دختر افغانستانی کلاس سومی که به سختی مدرسه ثبت نامش کردیم،

دختر افغانستانی کلاس سومی که به سختی مدرسه ثبت نامش کردیم، دو ساعت تمام گریه می کرد و میگفت از شنبه مدرسه نمیرم و تمام دفتراشو انداخته دور.

زنگ زدم با مدیرش حرف زدم معلوم شد چند بار پول گم شده، ناظم هربار میره بهش میگه میدونم تو برمیداری افغانیاهمه دزدن.

 جمعیت_امام_علی

پاکدشت

اخبار_فرهنگیان

چرا پرداخت‌ها در آموزش و پرورش همیشه به وقت اضافه می‌کشد؟!

چرا پرداخت‌ها در آموزش و پرورش همیشه به وقت اضافه می‌کشد؟!

یادداشت ابراهیم_سحرخیز معاون سابق وزارت آموزش و پرورش - خبرگزاری فارس

بودجه سندی است که به موجب آن نوعی پیوستگی بین منابع مالی و رفتار انسانی برای تحقق اهداف و خط مشی‌ها ایجاد می‌شود؛ با تکامل دولت‌ها و پیچیده‌تر شدن وظایف، بودجه‌ریزی نیز سیر تکاملی خود را از مرحله حسابداری هزینه به مراحل بالاتری مانند بهبود مدیریت، اقتصادی بودن، کارآیی و اثربخشی منابع دولت طی کرده است.

در کنار اصول حاکم بر بودجه‌ریزی مانند جامعیت، تخصیص یا عدم تخصیص، تفصیل، تحدیدپذیر بودن، تعادل و انعطاف‌پذیری، واقع بینی در تبیین دخل و خرج‌ها را باید از مسلمات آن تلقی کرد.

با گذشت پس از ۵۴ سال (۱۳۴۳) از انتفال بودجه از وزارت اقتصاد و دارایی به سازمان مدیریت و برنامه‌ریری، برحسب شواهد موجود، هنوز هم دستگاهی مانند آموزش و پرورش با نقیصه‌ای مزمن به عنوان «مشکل بودجه»، دست و پنجه نرم می‌کند.

به نظر می‌رسد مشکل کمبود اعتبار و پرداخت نشدن به هنگام مواجب و یا همان تعهدات ناکافی نیز از زمان صنایع مستظرفه تا وزارت امروزین آموزش و پرورش، به عنوان تنها ماترکی باشد که تاکنون به ارث رسیده است.

تخصیص ۱۱۰ درصدی هر ساله اعتبارات مصوب، قصه امروز و دیروز نیست و برخلاف تحلیل‌های خام از پشت عینک سیاست، مولود این دولت یا خواسته آن دولت نیست.

گره زدن این نقیصه مزمن به استقرار نظام جدید ۳-۳-۶ که هنوز در مرحله جنینی است، نوعی فرافکنی به منظور کتمان کردن کم کاری در حل این مشکل دیرینه است.

پس از جنگ تحمیلی با روی کار آمدن دولت سازندگی تاکنون اگر مشکل سه ماهه چهارم هرساله وزرا را مورد بازخوانی قرار دهیم آنچه در خوانش این مطالب، برجسته به نظر خواهد رسید، مشکل کمبود در اعتبارات جاری و هرینه‌ای است.

البته ناگفته نماند این نقیصه در دور دوم دولت‌های اصلاحات به دلایلی که فرصت پرداختن به آن در این مجال فراهم نیست وخامت بیشتری یافته است.

دامنه این کمبودها از ۵۰۰ میلیارد چهار ساله اول وزارت نجفی تا حداقل ۶ تا ۱۰ هزار میلیارد سال گذشته برای پرداخت تعهدات مالی در بخش اعتبارات جاری، همواره کابوس شب عید آموزش و پرورش بوده است.

ممکن است بیان این مطلب قدری برای معاونان توسعه مدیریت وزارتخانه خوشایند به نظر نرسد اما باید شهامت گفتن آن را داشت که هنوز در تنظیم واقع بینانه بودجه‌ای مبتنی بر داد‌ه‌های متقن در حوزه آموزش و پرورش عاجزیم .

بودجه‌ریزی عملیاتی، حسابداری قیمت تمام شده و کارسنجی و تحول در روش‌های بودجه‌ریزی از حد حرف و صرفاً برگزاری چند همایش هنوز فراتر نرفته است و حداکثر کاری که با فشار و چانه‌زنی وزرا به ثمر نشسته است بسنده کردن به افزایش میانگین ده درصدی بر اعتبار مصوب سال قبل است.

غیر از پرداخت حقوق ماهیانه کارکنان رسمی، پس از کسورات قانونی مربوط سایر هزینه‌ها در آموزش و پرورش به دلایلی از جمله عدم تبیین صحیح نقش و تأثیر آنها، بی‌اعتمادی بین دستگاهی، به روز و به هنگام نبودن داده‌ها، نداشتن تعریف و جمع‌بندی درست از سایر هزینه‌ها، نگاه و رویکرد غلط در قبال جایگاه آموزش و پرورش، هیچ‌گاه تضمینی برای پرداخت به اندازه و به‌هنگام نیافته اند.

تأسف‌بارتر آن است که تبعیض مزمن روا داشته شده بر معلمان چنان به کهنگی گراییده، که کم‌کم برنامه‌ریزان تصمیم‌گیر به راحتی با آن کنار آمده و از چالش بر سر حل آن به آتش بس رسیده‌اند که به صراحت اعلام می‌کنند: «در آموزش و پرورش چیزی به نام رفاهی که در سایر سازمان‌ها با عناوینی مانند پاداش ماده ۴۱، کارانه، عیدانه، تربیت بدنی کارکنان، سرویس ایاب و ذهاب، حق لباس، یارانه مسکن، هزینه مهد، سفر، آموزش‌های حین خدمت، کمک هزینه تحصیلی فرزندان، پاداش روز زن و مرد و... پرداخت می‌شود، خبری نیست!»

تنها منتی که بر سر معلمان دارند، پرداخت نصفه و نیمه تعهدات بیمه تکمیلی به آتیه سازان حافظ است.

باید از بودجه‌ریزان و ناظرانی مانند دیوان محاسبات پرسید که:

۱ - پرداخت حقوق و مزایای مستمر و نامستمر به کارکنان شرکت‌ها و بانک‌هایی که سال‌هاست تراز مثبتی از خود به یادگار نگذاشته‌اند چه وجاهت قانونی دارد؟

۲ - چرا از تخصیص و توزیع سرانه اعتبار خارج از شمولی که صرف رفاهیات کارکنان سایر دستگاه‌ها می‌شود در آموزش و پرورش خبری نیست؟

۳ - چرا هنوز برخلاف اسناد بالا دستی، شغل معلمی در زمره استادان و پژوهشگران و فن‌آوران قرار نگرفته تا از برزخ کارمند اداری و یا آموزشی تلقی شدن خارج شود؟

۴ - چرا باید فراوانی عده، مانع از تخصیص صحیح منابع رایج در سایر ادارات باشد؟

۵ - چرا دست خزانه برای پرداخت زودهنگام پاداش پایان خدمت چند صد میلیونی بازنشستگان سایر دستگاه‌ها بسته نیست اما در آموزش و پرورش سران قوا هم در تأمین اعتبار همان ناچیز پاداش، عاجز مانده‌اند؟

۶ - چرا بر خلاف اصل جامعیت در بودجه، بنابر گزارش رئیس محترم دیوان محاسبات در صحن مجلس، دستگاهی مانند وزارت نفت از واریز بخشی از درآمدهای خود به خزانه امتناع ورزیده اما آمورش و پرورش برای پرداخت بخشی از هزینه‌های اجتناب ناپذیر سال قبل خود، هر ساله پس از نوروز در قالب تنخواه دریافتی از خزانه، اعتبار سال آتی را پیشخور کند تا انتقال کسری سال ماضی به سال آینده به یک عادت و سنت ماندگار بدل شود؟

اما مسئولان ارشد وزارتی مانند آموزش و پرورش ضمن مدیریت صحیح بر منابع، باید شهامت گفتن برخی از حقایق را روشن و شفاف در هیأت دولت یا سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی داشته باشند. حقایقی مانند اینکه پرداخت هزینه‌هایی چون اضافه تدریس به معلمان اعم از رسمی یا قراردادی از جنس هزینه‌های اجتناب ناپذیر است و اینکه بیش از ۱۱۰ هزار مدرسه با میانگین حدود ۱۰۰ نفر دانش‌آموز با میانگین بیش از ۳۰ ساعت در هفته و کمترین دریافتی حقوق برای معلمان وجود دارند.

افتادن در دام مغالطه آماری بالا بودن میانگین هزینه سرانه در آموزش و پرورش دولتی و دمیدن در تنور خصوصی سازی افسار گسیخته، تعلیم و تربیت کشور را با بحران جدی منابع روبرو می‌سازد.

اگر قرار است از اسراف منابع پرهیز شود چاره را باید در متناسب سازی ساعات درسی، شاخه‌ها و رشته‌ها و نوع آموزش‌ها دید نه قیچی کردن حقوق و دریافتی معلمان!

باید سازمان امور استخدامی را قانع کرد که نمی‌توان با خروج بیش از ۱۵۰ هزار نفر معلم بازنشسته، تنها به اخذ ردیف استخدامی کمتر از ۴۰ هزار نفر اکتفا کرده و کلاس‌های درس را به قیمت صرفه‌جویی به معلمان خرید خدمتی واگذار کرد که حتی در بودجه اعتبار کافی برای پرداخت حقوق آنها دیده نشده است.

خلاصه داستان بودجه در آموزش و پرورش به مثابه مصیبت‌نامه شیخ عطار داستان دنباله‌داری است که به این زودی بنای ختم به خیر شدن ندارد!

اخبار_فرهنگیان